بدون شک در اسکله و در قایق های مسیر قشم – بندر عباس ، آنها را دیده اید و
یا شاید در جاده ها آنها را دیده اید که در زیر چادر خود اجناسی را حمل می
کنند و از دست مامورین در حال فرار هستند . در نقطه ای که نرسیده به حمل
ایست بازرسی است ، از ماشین پیاده می شوند .و مقداری از مسیر را پیاده می
روند و بعد از اینکه پیاده و از طریق مسیر پر خطری چون دره ها از حمل ایست
بازرسی گذشته دوباره توسط ماشینی که در مسیر مشخص سده از قبل انتظار آنها
را میکشد ، سوار می شوند و باقی مسیر پر خطر قانونی را طی می کنند ، بطور
کلی این زنان که اصطلاح چتر باز به آنها اطلاق می گردد با پوشش محلی و با
برقه (همان روبند است که صورت را می پوشاند ) اقدام به ورود و جابجایی جنس
قاچاق از طریق مسیر خشکی و بیشتر مسیر دریا ( قشم – بندر عباس ) می کنند که
این قاچاق می تواند هر نوع جنسی باشد ، پارچه ، لوازم برقی و . . . که
عوارض گمرکی بابت آنها پرداخت نشده است .
زاویه (1)
اسکله قشم :
چند زن با لباس محلی و با برقه ای روی صورت در حالیکه کارتون های سیگار ،
بعضاً لوازم برقی را در یر چادر نگه داشتند ، گوشه ای از اسکله ایستاده اند
و حرف هایی را با چند مرد رد و بدل می کنند و حتی گاهی داد و فریاد هم
شنیده می شود ، مسافرین با تعجب آنها را نگاهی می کنند .
زن جوان : اینها چکار می کنند چرا این طوری هستند و سر و صدا راه انداخته
اند ؟
مرد جوان : خوب معلوم است دیگر ! قایق نیامده ، مامورین هم به آنها گیر
داده اند . . .
مرد دیگر : خوب این بیچاره ها مجبورند که به این شکل و شمایل در آینده تا
از این طریق امرار معاش کنند و گرنه چه کسی حاضر است که این خطر را به جان
بخرد .
مرد جوان : نه بابا ، اینطور هم نیست خیلی از آنها اصلاً نیاز مالی ندارد
یعنی زندگی متوسطی دارند اما چونکه این کار بی درد سر است و با برقه هم
قابل شناسایی نیستند ، اینکار را می کنند و پول مفتی هم به جیب می زنند ،
طلاهای آویزان از دستشان را ببین ! . . .
ترمینال
:
زن در حالیکه مقدار پارچه را به خود بسته است و با دست دیگرش ، بسته ای
سنگین را حمل می کند با اضطراب به سمت اتوبوس بندر عباس – اصفهان می رود .
-
خانم کجا ، وسایل و لوازم همه در قسمت بار باید باشند .
-
نه اصلاً امکان ندارد همینکه گفتم
-
این خیلی کم است ، خوب بیا بالا
-
ولی یادت باشد که تا نگه داشتم سریع بیایی ، پائین حوصله درد سر ندارم ! .
.
اتوبوس می ایستد ، زن پیاده می شود و با سرعت بطوریکه مامورین او را نبینند
در دره پنهان می شود . . .
-
آهای سرباز ! برو دنبالش ، فرار نکند
-
ایست ، ایست ، ایست . . .
چند لحظه بعد صدای تیر هوایی و جیغ زن شنیده می شود
زاویه (2)
گفتگوی دو زن چتر باز :
-
این همه مردم جرم و جنایت می کنند ، اینها به ما گیر داده اند
-
از این بهتر است که دزدی کنیم یا به سمت . . . برویم
-
ای کاش یک کار دیگر داشتم که با آن یک لقمه نان در بیاورم ، ولی می دونی که
همچنین کاری برایم پیدا نمی شود . اوایل که شوهرم مرد در خونه این و اون
کلفتی می کردم . اما از وقتی که پسر معتاد شد و افتاد توی کار خلاف و دزدی
، دیگر هیچ کس مر در خانه اش راه نمی دهد می ترسد که ازشان دزدی کنم ، خوب
بالاخره باید شکم 6 بچه قد و نیم قد را سیر کنم باز خدا را شکر می کنم که
این برقه ر دارم ، اگر فک و فامیل یا در و همسایه بفهمند بچه هایم نمی
توانند سرشان را بالا بگیرند .
-
این ارباب هم که اصلاً نمی داند ما به چه خطراتی روبرو هستم ، مثل جا می
کنیم . آنوقت مگر چقدر به ما می دهد . . . ( شاید شما هم بارها جملاتی از
این قبیل را از زبان این زنان شنیده باشید ، واقعاً مقصر کیست ! . . .
زاویه(3)
دادگاه انقلاب :
-
همه اش تقصیر خودت بود ، می خواستی قبول نکنی
-
تقصیر خودت بود ، می خواستی قبول نکنی !
-
خیلی بی وجدان ، مگر همان موقع که برایتان کار می کردم ، مگر به من چقدر می
دادی بیشترین سود به خودتان می رسید ، حالا هم که دارید طفره می روید و همه
جرم را به گردن من می اندازید
-
حالا هم می توانیم با هم کنار بیائیم تو می توانی جرم را به گردن بگیری ،
آنوقت ما تلاش می کنیم ما تلاش می کنیم تا جریمه را بپردازید و یا اینکه
سعی می کنیم زندانی نشوی ، در هر صورت می دانی که تو به ما محتاجی و مجبوری
که هر چه می گوئیم قبول کنی و گرنه . . .
-
ای کاش هیچ وقت محتاج پول نبودی و با امثال شماها طرف نبودم ! . . .
نگاه (1) زنان با عرضه نیروی کارشان می توانند نقشی موثر در توسعه اقتصادی
ایفا کنند . اصولاً جوامعی که توانسته اند از نیروی زنان در جهت رشد و
توسعه استفاده کنند ، موفق بوده اند چرا که توسعه بدون استفاده از همه
نیروها و توان انسانی امکان پذیر نیست . بر اساس آمار سهم زنان ما از کل
اشتغال کشور 12 درصد است و این بدان معناست که زنان ایران در مقایسه با
مردان از فرصت های شغلی کمتری برخوردار هستند . اما فقط تنگی عرصه برای
اشتغال زنان مطرح نیست بلکه نداشتن برنامه برای فعالیت های اقتصادی زنان
نیز مشکل دیگری است که زن هرمزگانی بیشتر با آن روبرو است . جامعه هرمزگانی
پذیرفته که زن می تواند فعال اقتصادی باشد و ما شاهد حضور زن با پوشش محلی
در عرصه بازار کار هستیم اگر سری به بازار ماهی فروشان بزنید ، او را
خواهید دید که توانمندیهای خود را باور کرده و یا اینکه فعالیت اقتصادی او
را در شغل دست فروشی می بینیم . همچنین می بینیم که او را در بخش غیر رسمی
( سازمان نیافته ) در قالب تولیدات صنایع دستی ، محصولات خانگی (پوشاک محلی
، غذای محلی ) به فعالیت می پردازند در حالیکه هیچ حمایتی از او صورت نمی
گیرد . بدهی است که توسعه بر محور نیروی انسانی تحقق می یابد و مسئولین این
بایستی توجه داشته باشند که توسعه پایدار در این استان ، نیازمند مشارکت
فعال زنان در همه زمینه ها ، به خصوص اقتصادی است .
نگاه (2)
گرفتاریها ، مشکلات و فشار اقتصادی سبب پدید آمدن حس فقر در شخص می شود و
این احساس فقر « تصویر از خود» فرد را نابود می کند و او را به قهقهرا می
برد فقر و احساس ناشی از آن مانند یک فشار روانی شدید موجب واپس گرایی
وجدان اخلاقی فرد می شود واپس گرایی ، سبب می شود که فرد احساس گناه و شرم
خودش را در مورد مسائل خلاف اخلاقی که انجام می دهد ، مثل روی آوردن به
رشوه خواری ، خلاف و . . . از دست بدهد . یعنی نه احساس گناه و نه احساس
ترس های عینی زندگی ، هیچ کدام نمی توانند مانع انجام کارهای خلاف در او
شوند . مثل کارمندی که عمری را با شرافت و درستکاری زندگی کرده اما احساس
فقر در او آنچنان زیاد می شود که باعث واپس گرایی وجدان اخلاقی در او می
شود و شروع و به رشوه خواری می کند .
زمانی هم که از این زنان چتر باز پرسیده می شود چرا به این کار روی می
آروید ، آیا زرشتی و قبح کار را می دانید ؟ آنها مسئله نیاز مالی و فقر را
مطرح می کنندو اینکه بایستی به تنهایی از عهده مخارج زندگی بر آیند در
حالیکه شوهر و یا پسرانشان در دام اعتیاد گرفتار هستند یا در گوشه زندان به
سر می برد و آنها تنها منبع درآمد خانواده هستند وچاره ای ندارد جز آنکه به
اینکار روی آورند تا جایی که یکی از این زنان می گوید : مگر ما خودمان قبح
و زشتی این کار را نمی دانیم و یا اینکه نمی دانم که داریم با جانمان بازی
می کنیم و هر لحظه امکان دارد به ضرب گلوله ماموری کشته شویم و یا در دریا
غرق شدیم ، خوب چکار کنیم مجبور هستیم و چاره ای جز اینکار ندارم و این کار
خیلی بهتر از کارهای دیگر برای سیر کردن شکم است ! . . .
نگاه (3)
تمامی این زنان در واقع برای کسی کار می کنند در واقع یک ارباب و مافیای
اقتصادی است که اجناس قاچاق (جنس های بدون عوارض گمرکی ) را می خواهد جابجا
کند و به نحوی وارد بازار کشور کند و برای اینکار حمل و نقل را برایش انجام
دهند و چه کسی بهتر از یک زن با لباس محلی و برقه که شناخته هم نمی شود و
در صورت دستگیری این زنان باز هم اصل قضیه قاچاق حمل و نقل آن باقی است و
باز همان مافیای قدرت است که به سراغ افراد محتاج تری می رود و آنها را در
دام خود گرفتار می کند و این روند و چرخه همچنان ادامه می یابد .