دست ، در دست هم دهيم  به مهر ، ميهن خويش را كنيم آباد

 

 

 

 

 

لزوم برخورد جدی با آلوده کنندگان خلیج فارس

عضو شورای شهر بندرعباس بر لزوم برخورد جدی دستگاههای اجرایی با آلوده کنندگان خلیج فارس تاکید کرد . به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش گفت : سازمانهای بهداشت و محیط زیست باید با کسانی که اقدام به رها کردن فاضلاب و زباله در دریا می کنند تنبیهاتی در نظر بگیرند .

وی که در گفتگو با سینا سخن می گفت در ادامه اضافه کرد : متاسفانه برخی از دستگاههای دولتی نیز اقدام به آلوده کردن ساحل دریا می کنند . دانش با اشاره به ورود زباله به دریا گفت : این اقدام علاوه بر آلودگی دریا سبب نازیبایی و کثیفی ساحل شده است . وی افزود : در سالهای گذشته طرحهای زیادی در جهت جمع آوری زباله توسط شهرداری بندرعباس انجام شده است که متاسفانه موفقیت چندانی را در بر نداشته است . عضو شورای شهر بندرعباس لزوم کار فرهنگی در جهت جلوگیری از آلودگی ساحل را یادآور شد و افزود : شهرداری می تواند با یک اقدام  فرهنگی و در عرض یک روز با کمک مردم ساحل را تمیز نماید .

وی اضافه کرد : استفاده از ساحل تمیز و پاکیزه حق طبیعی مردم این شهر است و دستگاههای متولی باید اقدام جدی تر در این زمینه انجام دهند . فیصل دانش در بخش دیگری از سخنان خود افزود : مردمی که از جاهای دیگر به این شهر سفر می کنند اولین چیزی که می خواهند بببینند دریا است حال آنکه اکثر ساحل شهر بندرعباس توسط دستگاههای دولتی اشغال شده است .

وی افزود : در چند سال اخیر توجه بیشتری به دریا و ساحل شهر بندرعباس شده است  ولی این امر کفایت نمی کند و باید امکانات مناسب را در ساحل برای استفاده مردم ایجاد کرد .

 

 

امکانات مناسبی برای مردم در ساحل وجود ندارد

 عضو شورای شهر بندرعباس با تاکید بر لزوم ایجاد امکانات مناسب در کنار سواحل گفت : متاسفانه امکانات مناسبی برای استفاده مردم از ساحل وجود ندارد .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش افزود : در بسیاری از شهرهای ساحلی دنیا و حتی در شهرهای ساحلی شمالی کشور مکانهای مناسبی برای تفریح مردم در نظر گرفته شده است .

وی که در گفتگو با خبرنگار سینا سخن می گفت از احداث دهکده ساحلی در شرق بندرعباس خبر داد و گفت : ایجاد این دهکده می تواند محیط تفریحی و تفرجی مناسبی برای مردم پدید آورد .

دانش با اشاره به تصویب طرح احداث پلاژ بانوان در شورای شهر بندرعباس گفت : متاسفانه حرکت چشمگیری از سوی مسئولین شهرداری در جهت احداث این پلاژ دیده نمی شود .

وی با تاکید بر لزوم حضور بخش خصوصی در ایجاد مکان های مناسبی در سواحل جهت استفاده و تفریح مردم گفت : حضور سرمایه گذاران در طرحهای استفاده از ساحل می تواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند .

از ساحل می تواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند .

عضو شورای شهر بندرعباس افزود : می توان با ایجاد پارک های بازی آبی در کنار دریا زمینه تفریح و سرگرمی شهروندان را فراهم کرد .

 

 

 

حساسیت حریم 60 متری دریا در بندرعباس بیشتر از سایر نقاط کشور است

 عضو شورای شهر بندرعباس گفت : حریم 60 متری آنقدری که در بندرعباس حساسیت دارد در هیچ جای کشور این حساسیت وجود ندارد .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش در ادامه افزود : در شمال کشور حتی تا کنار دریا نیز ساخت و ساز صورت گرفته است و هیچ کسی نسبت به آن حساسیت نشان نمی دهد اما زمانی که ساخت و سازی در ساحل بندرعباس صورت می گیرد حساسیت ها افزایش می یابد .

وی که در گفتگو با خبرنگار سینا سخن می گفت با تاکید بر لزوم رعایت حریم 60 متری دریا افزود : متاسفانه نحوه برخورد مسئولین با این فضیه متفاوت است .

دانش حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی را در جهت سرمایه گذاری در سواحل موثر ارزیابی کرد و افزود : اگر می خواهیم شهرمان آباد شود باید از سرمایه گذاران بخش خصوصی استفاده کرد اما نباید حضور این افراد به گونه ای باشد که به تسخیر ساحل بیانجامد .

عضو شورای شهر بندرعباس در ادامه تاکید کرد : باید در قراردادی که با این افراد منعقد شود قید گردد که از سازه های سبک در سواحل استفاده شود تا آسیبی به ساحل نرسد و هر زمان که نیاز باشد بتوان آنها را جمع نمود .

 

 

 

 

 

انتقاد عضو شورای شهر بندرعباس از عدم استفاده از نیروهای بومی در بنادر شهید رجایی و با هنر

 25/7/85

  عضو شورای شهر بندرعباس نسبت به عدم استفاده از نیروهای بومی در 2 بندر بزرگ شهید رجایی و با هنر انتقاد کرد .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا  در هرمزگان ، فیصل دانش با تاکید بر لزوم احقاق حق نیروهای بومی در سطح بنادر شهر بندرعباس گفت : سئوالی که از مسئولین این مناطق می توان داشت این است که چرا یک بندرعباسی جایی در بنادر شهر ندارد .

وی که در گفتگو با سینا سخن می گفت در ادامه افزود : این در حالی است که بسیاری از کارکنان شرکت های حاضر در این دو بندر از استانهای دیگر هستند و این اجحاف در حق مردم استان است . دانش اضافه کرد : زمانی مشکل نبود نیروی متخصص و مجرب بود اما در حال حاضر که فارغ التحصیلان زیادی در بخشهای مختلف در استان وجود دارد مشاهده می شود علی رغم وجود دو بندر بزرگ همراه با حجم زیاد فرصت شغلی متاسفانه تعداد زیادی از جوانان این شهر بیکار هستند .

عضو شورای شهر بندرعباس لزوم برخورد جدی با این امر را یادآور شد و افزود : مسئولین نباید بگذارند تا زمانی که جوانان زیادی در استان بیکار هستند نیروهای زیادی از دیگر استانها در مکانهای مختلف جذب شوندو جوانان استان در عین شایستگی شغلی نداشته باشند . دانش در پایان اظهار داشت : هر چقدر نیروی بومی به کار گمارده شود بدلیل اینکه درآمد خود را صرف شهر خواهد نمود خواهد توانست به آبادانی شهر کمک کند .

 

 

 

ساحل بندرعباس در تصرف دستگاههای دولتی است

 24/7/85

 عضو شورای شهر بندرعباس گفت : متاسفانه بدلیل تصرف ساحل توسط دستگاههای دولتی ، دیگر مکانی برای استفاده مردم باقی نمانده است .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش در ادامه افزود : شورای شهر و  شهرداری به دنبال آزاد سازی ساحل شهر بندرعباس برای استفاده مردم می باشد . وی که در گفتگو با سینا سخن می گفت با تاکید بر لزوم ایجاد امکانات مناسب در ساحل برای مردم افزود : مردم باید ساحل را لمس کنند حال آنکه این امر در بندرعباس امکان پذیر نیست . دانش در بخش دیگری از سخنان خود افزود : افزون بر مشکلات موجود ساحل شهر بندرعباس  از نظر زیست محیطی نیز با مشکل روبه رواست که نیازمند توجه و برخورد جدی تر مسئولین با این امر می باشد .

وی با اشاره به ورود فاضلاب به دریا گفت : اگر طرح فاضلاب بعد از تمام زجرهایی که به مردم می دهد به نتیجه نرسد فایده ای ندارد . عضو شورای شهر بندرعباس از مسئولان شرکت آب و فاضلاب خواست تا برای راه اندازی طرح فاضلاب شهر بندرعباس تصمیمات جدی اتخاذ نمایند .

 

 

 

مصــــاحبه

آقای دانش فعالیت های جاری شهرداری را چگونه ارزیابی می کنید ؟

فعالیت های جاری شهرداری بویژه در حوزه خدمات شهری مورد رضایت مردم نیست . بنظر میرسد تمایل و توانائی در این حوزه کفایت نمی کند . بنابر این از جانب مردم شریف بندر عباس مراتب اعتراض و گلایه جدی خود را با اعلام میدارم .

ممکن است در این باره شفاف تر توضیح دهید ؟

البته میدانید معاونت در شهرداری است و عمده فعالیت ها ی شهرداری را پوشش میدهد . من بطور قاطع اعلام میدارم مردم از عملکرد این حوزه رضایت ندارند .

این حساسیت بیشتر شامل چه خدماتی است ؟

اول نظافت و بهداشت شهر است . این موضوع زیبنده یک شهر مهاجر پذیر نیست . حتی مکان های حساس و کلیدی علیرغم تاکیدی های مکرر اعضا محترم شورای شهر نیز در ایام عید مشکل داشتند که میتوان بعنوان نمونه بارزتر ترمینال مسافرتی را مثال زده . بنده و چند عضو شورا مراتب اعتراض خود را اعلام داشتیم و معتقدیم ریشه این ناهنجاری ها در ناتوانی و کم انگیزه گی است . شهرداری میبایست توانائی خود را در تمام زمینه ها محک بزند و در جهت رفع معایب بدون دفع الوقت اقدام نماید . در غیر اینصورت تنها سطح نارضایتهای عمومی را افزایش میدهد .

جناب عالی ایراد اصلی را در موضوع تنظیف شهر در کجا  میبینید ؟

این پیمانکاری که متولی نظافت شهر است در شهرهای دیگر هم فعال است . مثلاً در کرج هم قرار داد دارد و نحوه کار ایشان در کرج رضایت بخش بوده است . مشکل در نظارت آقایان است . البته در این زمینه نیز مشارکت تمامی اقشار جامعه نیز تاثیر فراوان دارد .

 آیا حوزه دیگری نیز وجود دارد که مورد اعتراض و نارضایتی مردم باشد ؟

در این مصاحبه ترجیحاً از حوزه خدمات شهری خارج نمی شوم . مردمی که بعنوان ارباب رجوع به شهرداری مراجعه می کنند یا بعنوان شهروند در این شهر زندگی می کنند . خود مشکلات را حس می کنند و رنج میبرد .

در مورد معضل دستفروشان نظر شما چیست ؟

یکی دیگر از ضعف های حوزه خدمات شهری مسئله دستفروشان و ستاد سد معبر است که همچنان لاینحل مانده است . شما در ایام تعطیلات شاهد وضع دستفروشان خصوصاً در حوالی بازار و بلوار ساحلی بوده اید . بلوار ساحلی شهر که محل تفریح و تفرج میهمانان و مردم بود مملو از دست فروشان شده بود و علیرغم آن باعث مزاحمت کسب و پیشه اصناف زحمت کش بازار شده بود . طبق برسی انجام شده توسط کمیسیون امور اجتماعی شورا تقریباً 70 الی 80 درصد از این دست فروشان افاغنه و تقریباً بقیه همه  از افراد مهاجری هستند که جهت این امر در این ایام حضور پیدا میکنند . انصاف بندر عباس که با توجه به پرداخت عوارض و مالیات انتظار بیشتری را در زمینه کنترل و جمع آوری دست فروشان دارند والحق که اعتراض ایشان کاملاً وارد بوده لذا امیدوارم ساماندهی دست فروشان خصوصاً در ایام عید در سالهای آینده بگونه ای باشد که برای این قشر زحمت کش مشکلی بوجود نیاید . جا دارد از همکاران صمیمانه استاندار محترم و دیگر مسئولین محترم استان با شورای شهر و شهرداری بندر عباس تشکر و قدر دانی نمایم .

 

 

 

نقطه ای دور در همین نزدیکی

اجتماع سالم جامعه مدرن رفاه اجتماعی امنیت آسایش و . . . هر کدام برای خود معنا و تعریفی دارد و بدون تردید زمانی  میتوان به آنها دست یافت که شاخص های آن در زندگی مردم سرزمینمان نمود پیدا کند . راه دوری نمی رویم 4 راه بهشت زهرا ، کمی آن سو تر پشت پارک، معروف به پارک شتری تپه الله اکبر ، آنجا هم گوشه ای از شهر است گوشه ای از به اصطلاح مدنیت که امروز از آن دم می زنیم . چند بار به آنجا رفته بودیم تا شاید بتوانیم در این سرمای زمستان در شهری که هیاهوی بازارها ساختمان ها و مردمانش فرصت ابزار وجود را گرفته و دغدغه پول و ثروت رفاه و آسایش غم نان را به فراموشی سپرده فانوسی را به خاطر همشهری بودن روشن کنیم و بگوییم بر خلاف آنچه که اتفاق افتاده دستهایمان به هم خواهد رسید اگر غم نان بگذارد .

از میان دو تپه راهی به سوی محله وجود داشت که در کمال تعجب آسفالت بود . یک جاده باریک آسفالت که دو طرفش تپه بود و در گوشه ، کنار و بلای تپه خانه هایی بود که از خانه بودن فقط نامش را یدک می کشید نه چیزهای دیگر ، اما با تمام اینها آنجا برای مردمانش خانه بود محل امن استراحت و آسایش بود آری در تمام این خانه ها یک نسل پرورش می یافت .

در میان تمام این خانه ها یک ساختمان(4) به دلیل زیبایی ، بزرگی ، و . . . جلوه گر بود . که به یک نهاد یا شرکت دولتی نسبت داده می شد بر ایمان جالب بود تصویر و زوایای کم نظیری را پدید آورده بود از آن با یک خانه دیگر عکس گرفتیم تا شاید این تفاوت بزرگ وجدان خیلی ها را بیدار کند . وارد محله که شدیم تصمیم گرفتیم از هر چه که میبینیم و می شنویم بنویسیم و ضبط کنیم و عکس بگیریم از مردم محله خانه بچه های کوچک و آسمان آبی . آری
آنجا همه با هم مهربان بودند همدیگر را می فهمیدند و به هم عشق می ورزیدند . وقتی بتوانی از بیرون حیاط خانه ر ببینی و هر وقت از کوچه گذر می کنی در خانه ی همسایه ات باز باشد و تو راحت زندگی کنی این چیزی نیست جز یک . . . فهمیدنش کار سختی نیست اینجا همه مردمانش به هم اعتماد دارند ، با یکی از اهالی صحبت کردم خانه اش در نداشت چرا؟ وقتی خواستم از یک کوچه وارد کوچه ی دیگری شویم متوجه شدیم از کوچه وارد حیاط یک خانه شده ای متعجب انگیز بود . علت اینکه در وجود نداشت را از ظاهر خانه دانستیم اما سئوالی که در ذهنمان نقش بست این بود مقوله امنیت چه می شود طاقت نیاوردم از صاحب خانه علت را جویا شدیم در پاسخ خیلی ساده و بی مقدمه گفت :«این جا دارند نکته اساسی جایی بود » که سخن از مردم به میان آمد این امنیت حاصل حضور نیروی های پلیس و امنیتی نبود بلکه حاصل اسکان انسانهایی  بود که برای زندگی یکدیگر ارزش و احترام قائل بودند . نکته ای که شاید متوجه شدن به ان برای ما بدون روی دادن چنین اتفاقی تقریباً غیر ممکن بود . کمی جلوتر باز هم خانه بود اما این بار به جای اینکه تنها یک عکس بگیریم و از کنار رد شویم ایستادیم .

بعد از کمی نگاه کردن و فکر کردن واژه ها برایمان در توصیفش غریب شده بودند خانه ای (5) چوبی اما نه چوب درخت گردو ، شاخ و برگ درخت خرما آری برای ما عجیب نبود چون بارها دیده بودیم سئوال این بود چرا باز هم می بینیم پاسخش را شما بدهید .

کوچه های تنگ و بدون بن بست را یکی پس از دیگری طی می کردیم . هر کوچه و گذر حکایت غریبی را نجوا می کرد ما همه در یک شهر زندگی می کنیم آری این آن روی سکه بود چهره شهر بندر عباس آن قدر هم زیبا نیست در یکی از کوچه ها کودکی حدوداً 3 تا 4 ساله وقتی ما را دید که از زباله های جمع شده در یک فضای نسبتاً وسیع عکس می گیریم با صدای دلنشین و لهجه بندری شیرین و کودکانه اش پرسید ، (آمدید اینجا را آسفالت کنید) آری زمانی که درد و دست پنجه نرم کردن با زندگی به عمق جانمان نفوذ کند یک کودک 4 ساله هم صاحب درد می شود آیا این کودک می تواند فردا برای شهرش کاری کند شاید و با شاید هزاران شاید دیگر .

(1)    کودکان دیگری بودند که در کوچه های نه چندان تمیز محله با سه چرخ و اسباب بازیهایشان بازی می کردند اینجا از مهد کودک و تاب و سرسره و اتاق بازی کودکان خبری نیست جوی آب و فاضلاب و خاک و آلودگی است

(2)    دختر بچه ها با صدای بلند در کوچه شعر می خواندند آنان مرثیه خوان امروز خود بودند تا فردا کسی برایشان مرثیه نخواند اما پس از ساعتها گشتن و پرسه زدن در محله به

(3)    اسطوره ی آلودگی محله رسیدیم خور کثیف و لجن زاری که شاید مرز بین دو محله بهشت زهرا و تپه الله اکبر بود و از آن چند تا عکس گرفتیم تا نشان دهیم و آنانی که باید ببینند و کاری انجام دهند کمی به خودشان بیایند نوجوانان اطراف خور نشسته بودند و زمان را در قربانگاه بطالت و بیکاری گردن می زدند یاد گفته ی هنرمند فرانسوی افتادم که می گفت : من حتی وقت کشتن وقت را گرامی ندارم . با آنها سلام کردیم جواب م شنیدیم وقتی فهمیدند از روزنامه هستیم کمی گله کردند اما بی خیال شدند یکی از آنها گفت : وقتی بازی پرسپولیس و ابومسلم است و باید برود بقیه هم بعد از شلوغ کردن شعار دادن بلند شدند و رفتند و سوالها و نیازهای خودشان را بی پاسخ گذاشتند .

در فضایی باز و وسیع یک حسینیه قرار داشت که وجودش دور از ذهن نبود در محله ای که مهربانی و محبت وجود دارد که مردم محله به بهانه ای مختلف و مراسم های گوناگون در آنجا جمع می شوند .

خدا و دین خدا در لایه های زیرین یک فرهنگ یک قبیله و یک محله که برای خود دنیایی دارد هر چند کوچک نفوذ کرده اما بگذارید این را هم بگوییم که هر گاه فقر از در وارد شود دین از پنجره می گریزد .

محله الله اکبر میزبان مردمانی است که فقیر نیستند و نبودند  آری آنان انسان بودند قانع بودند شب برایشان تیره و تار نبود آسیب پذیر بودند اما آسیبشان به کسی نرسیده بود برای ما شرم آور نبود ولی افتخار و سربلندی هم نداشت در شهری . . . بگذارید بقیه را نگوییم اما بدانیم که برای زندگی کردن نان اگر نباشد محبت هست .

 

 

 

زنان چتر باز

بدون شک در اسکله و در قایق های مسیر قشم – بندر عباس ، آنها را دیده اید و یا شاید در جاده ها آنها را دیده اید که در زیر چادر خود اجناسی را حمل می کنند و از دست مامورین در حال فرار هستند . در نقطه ای که نرسیده به حمل ایست بازرسی است ، از ماشین پیاده می شوند .و مقداری از مسیر را پیاده می روند و بعد از اینکه پیاده و از طریق مسیر پر خطری چون دره ها از حمل ایست بازرسی گذشته دوباره توسط ماشینی که در مسیر مشخص سده از قبل انتظار آنها را میکشد ، سوار می شوند و باقی مسیر پر خطر قانونی را طی می کنند ، بطور کلی این زنان که اصطلاح چتر باز به آنها اطلاق می گردد با پوشش محلی و با برقه (همان روبند است که صورت را می پوشاند ) اقدام به ورود و جابجایی جنس قاچاق از طریق مسیر خشکی و بیشتر مسیر دریا ( قشم – بندر عباس ) می کنند که این قاچاق می تواند هر نوع جنسی باشد ، پارچه ، لوازم برقی و . . . که عوارض گمرکی بابت آنها پرداخت نشده است .

زاویه (1)

اسکله قشم :

چند زن با لباس محلی و با برقه ای روی صورت در حالیکه کارتون های سیگار ، بعضاً لوازم برقی را در یر چادر نگه داشتند ، گوشه ای از اسکله ایستاده اند و حرف هایی را با چند مرد رد و بدل می کنند و حتی گاهی داد و فریاد هم شنیده می شود ، مسافرین با تعجب آنها را نگاهی می کنند .

زن جوان : اینها چکار می کنند چرا این طوری هستند و سر و صدا راه انداخته اند ؟

مرد جوان : خوب معلوم است دیگر ! قایق نیامده ، مامورین هم به آنها گیر داده اند . . .

مرد دیگر : خوب این بیچاره ها مجبورند که به این شکل و شمایل در آینده تا از این طریق امرار معاش کنند و گرنه چه کسی حاضر است که این خطر را به جان بخرد .

مرد جوان : نه بابا ، اینطور هم نیست خیلی از آنها اصلاً نیاز مالی ندارد یعنی زندگی متوسطی دارند اما چونکه این کار بی درد سر است و با برقه هم قابل شناسایی نیستند ، اینکار  را می کنند و پول مفتی هم به جیب می زنند ، طلاهای آویزان از دستشان را ببین ! . . .

 ترمینال :

زن در حالیکه مقدار پارچه را به خود بسته است و با دست دیگرش ، بسته ای سنگین را حمل می کند با اضطراب به سمت اتوبوس بندر عباس – اصفهان می رود .

-        خانم کجا ، وسایل و لوازم همه در قسمت بار باید باشند .

-        نه اصلاً امکان ندارد همینکه گفتم

-        این خیلی کم است ، خوب بیا بالا

-        ولی یادت باشد که تا نگه داشتم سریع بیایی ، پائین حوصله درد سر ندارم !  . .

اتوبوس می ایستد ، زن پیاده می شود و با سرعت بطوریکه مامورین او را نبینند در دره پنهان می شود . . .

-        آهای سرباز ! برو دنبالش ، فرار نکند

-        ایست ، ایست ، ایست . . .

چند لحظه بعد صدای تیر هوایی و جیغ زن شنیده می شود

زاویه (2)

گفتگوی دو زن چتر باز :

-        این همه مردم جرم و جنایت می کنند ، اینها به ما گیر داده اند

-        از این بهتر است که دزدی کنیم یا به سمت . . . برویم

-        ای کاش یک کار دیگر داشتم که با آن یک لقمه نان در بیاورم ، ولی می دونی که همچنین کاری برایم پیدا نمی شود . اوایل که شوهرم مرد در خونه این و اون کلفتی می کردم . اما از وقتی که پسر معتاد شد و افتاد توی کار خلاف و دزدی ، دیگر هیچ کس مر در خانه اش راه نمی دهد می ترسد که ازشان دزدی کنم ، خوب بالاخره باید شکم 6 بچه قد و نیم قد را سیر کنم باز خدا را شکر می کنم که این برقه ر دارم ، اگر فک و فامیل یا در و همسایه بفهمند بچه هایم نمی توانند سرشان را بالا بگیرند .

-        این ارباب هم که اصلاً نمی داند ما به چه خطراتی روبرو هستم ، مثل جا می کنیم . آنوقت مگر چقدر به ما می دهد . . . ( شاید شما هم بارها جملاتی از این قبیل را از زبان این زنان شنیده باشید ، واقعاً مقصر کیست ! . . .

زاویه(3)

دادگاه انقلاب :

-        همه اش تقصیر خودت بود ، می خواستی قبول نکنی

-        تقصیر خودت بود ، می خواستی قبول نکنی !

-        خیلی بی وجدان ، مگر همان موقع که برایتان کار می کردم ، مگر به من چقدر می دادی بیشترین سود به خودتان می رسید ، حالا هم که دارید طفره می روید و همه جرم را به گردن من می اندازید

-        حالا هم می توانیم با هم کنار بیائیم تو می توانی جرم را به گردن بگیری ، آنوقت ما تلاش می کنیم ما تلاش می کنیم تا جریمه را بپردازید و یا اینکه سعی می کنیم زندانی نشوی ، در هر صورت می دانی که تو به ما محتاجی و مجبوری که هر چه می گوئیم قبول کنی و گرنه . . .

-        ای کاش هیچ وقت محتاج پول نبودی و با امثال شماها طرف نبودم ! . . .