دست ، در دست هم دهيم  به مهر ، ميهن خويش را كنيم آباد

 

 

 

 

 

لزوم برخورد جدی با آلوده کنندگان خلیج فارس

عضو شورای شهر بندرعباس بر لزوم برخورد جدی دستگاههای اجرایی با آلوده کنندگان خلیج فارس تاکید کرد . به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش گفت : سازمانهای بهداشت و محیط زیست باید با کسانی که اقدام به رها کردن فاضلاب و زباله در دریا می کنند تنبیهاتی در نظر بگیرند .

وی که در گفتگو با سینا سخن می گفت در ادامه اضافه کرد : متاسفانه برخی از دستگاههای دولتی نیز اقدام به آلوده کردن ساحل دریا می کنند . دانش با اشاره به ورود زباله به دریا گفت : این اقدام علاوه بر آلودگی دریا سبب نازیبایی و کثیفی ساحل شده است . وی افزود : در سالهای گذشته طرحهای زیادی در جهت جمع آوری زباله توسط شهرداری بندرعباس انجام شده است که متاسفانه موفقیت چندانی را در بر نداشته است . عضو شورای شهر بندرعباس لزوم کار فرهنگی در جهت جلوگیری از آلودگی ساحل را یادآور شد و افزود : شهرداری می تواند با یک اقدام  فرهنگی و در عرض یک روز با کمک مردم ساحل را تمیز نماید .

وی اضافه کرد : استفاده از ساحل تمیز و پاکیزه حق طبیعی مردم این شهر است و دستگاههای متولی باید اقدام جدی تر در این زمینه انجام دهند . فیصل دانش در بخش دیگری از سخنان خود افزود : مردمی که از جاهای دیگر به این شهر سفر می کنند اولین چیزی که می خواهند بببینند دریا است حال آنکه اکثر ساحل شهر بندرعباس توسط دستگاههای دولتی اشغال شده است .

وی افزود : در چند سال اخیر توجه بیشتری به دریا و ساحل شهر بندرعباس شده است  ولی این امر کفایت نمی کند و باید امکانات مناسب را در ساحل برای استفاده مردم ایجاد کرد .

 

 

امکانات مناسبی برای مردم در ساحل وجود ندارد

 عضو شورای شهر بندرعباس با تاکید بر لزوم ایجاد امکانات مناسب در کنار سواحل گفت : متاسفانه امکانات مناسبی برای استفاده مردم از ساحل وجود ندارد .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش افزود : در بسیاری از شهرهای ساحلی دنیا و حتی در شهرهای ساحلی شمالی کشور مکانهای مناسبی برای تفریح مردم در نظر گرفته شده است .

وی که در گفتگو با خبرنگار سینا سخن می گفت از احداث دهکده ساحلی در شرق بندرعباس خبر داد و گفت : ایجاد این دهکده می تواند محیط تفریحی و تفرجی مناسبی برای مردم پدید آورد .

دانش با اشاره به تصویب طرح احداث پلاژ بانوان در شورای شهر بندرعباس گفت : متاسفانه حرکت چشمگیری از سوی مسئولین شهرداری در جهت احداث این پلاژ دیده نمی شود .

وی با تاکید بر لزوم حضور بخش خصوصی در ایجاد مکان های مناسبی در سواحل جهت استفاده و تفریح مردم گفت : حضور سرمایه گذاران در طرحهای استفاده از ساحل می تواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند .

از ساحل می تواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند .

عضو شورای شهر بندرعباس افزود : می توان با ایجاد پارک های بازی آبی در کنار دریا زمینه تفریح و سرگرمی شهروندان را فراهم کرد .

 

 

 

حساسیت حریم 60 متری دریا در بندرعباس بیشتر از سایر نقاط کشور است

 عضو شورای شهر بندرعباس گفت : حریم 60 متری آنقدری که در بندرعباس حساسیت دارد در هیچ جای کشور این حساسیت وجود ندارد .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش در ادامه افزود : در شمال کشور حتی تا کنار دریا نیز ساخت و ساز صورت گرفته است و هیچ کسی نسبت به آن حساسیت نشان نمی دهد اما زمانی که ساخت و سازی در ساحل بندرعباس صورت می گیرد حساسیت ها افزایش می یابد .

وی که در گفتگو با خبرنگار سینا سخن می گفت با تاکید بر لزوم رعایت حریم 60 متری دریا افزود : متاسفانه نحوه برخورد مسئولین با این فضیه متفاوت است .

دانش حضور سرمایه گذاران بخش خصوصی را در جهت سرمایه گذاری در سواحل موثر ارزیابی کرد و افزود : اگر می خواهیم شهرمان آباد شود باید از سرمایه گذاران بخش خصوصی استفاده کرد اما نباید حضور این افراد به گونه ای باشد که به تسخیر ساحل بیانجامد .

عضو شورای شهر بندرعباس در ادامه تاکید کرد : باید در قراردادی که با این افراد منعقد شود قید گردد که از سازه های سبک در سواحل استفاده شود تا آسیبی به ساحل نرسد و هر زمان که نیاز باشد بتوان آنها را جمع نمود .

 

 

 

 

 

انتقاد عضو شورای شهر بندرعباس از عدم استفاده از نیروهای بومی در بنادر شهید رجایی و با هنر

 25/7/85

  عضو شورای شهر بندرعباس نسبت به عدم استفاده از نیروهای بومی در 2 بندر بزرگ شهید رجایی و با هنر انتقاد کرد .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا  در هرمزگان ، فیصل دانش با تاکید بر لزوم احقاق حق نیروهای بومی در سطح بنادر شهر بندرعباس گفت : سئوالی که از مسئولین این مناطق می توان داشت این است که چرا یک بندرعباسی جایی در بنادر شهر ندارد .

وی که در گفتگو با سینا سخن می گفت در ادامه افزود : این در حالی است که بسیاری از کارکنان شرکت های حاضر در این دو بندر از استانهای دیگر هستند و این اجحاف در حق مردم استان است . دانش اضافه کرد : زمانی مشکل نبود نیروی متخصص و مجرب بود اما در حال حاضر که فارغ التحصیلان زیادی در بخشهای مختلف در استان وجود دارد مشاهده می شود علی رغم وجود دو بندر بزرگ همراه با حجم زیاد فرصت شغلی متاسفانه تعداد زیادی از جوانان این شهر بیکار هستند .

عضو شورای شهر بندرعباس لزوم برخورد جدی با این امر را یادآور شد و افزود : مسئولین نباید بگذارند تا زمانی که جوانان زیادی در استان بیکار هستند نیروهای زیادی از دیگر استانها در مکانهای مختلف جذب شوندو جوانان استان در عین شایستگی شغلی نداشته باشند . دانش در پایان اظهار داشت : هر چقدر نیروی بومی به کار گمارده شود بدلیل اینکه درآمد خود را صرف شهر خواهد نمود خواهد توانست به آبادانی شهر کمک کند .

 

 

 

ساحل بندرعباس در تصرف دستگاههای دولتی است

 24/7/85

 عضو شورای شهر بندرعباس گفت : متاسفانه بدلیل تصرف ساحل توسط دستگاههای دولتی ، دیگر مکانی برای استفاده مردم باقی نمانده است .

به گزارش دفتر منطقه ای سینا در هرمزگان ، فیصل دانش در ادامه افزود : شورای شهر و  شهرداری به دنبال آزاد سازی ساحل شهر بندرعباس برای استفاده مردم می باشد . وی که در گفتگو با سینا سخن می گفت با تاکید بر لزوم ایجاد امکانات مناسب در ساحل برای مردم افزود : مردم باید ساحل را لمس کنند حال آنکه این امر در بندرعباس امکان پذیر نیست . دانش در بخش دیگری از سخنان خود افزود : افزون بر مشکلات موجود ساحل شهر بندرعباس  از نظر زیست محیطی نیز با مشکل روبه رواست که نیازمند توجه و برخورد جدی تر مسئولین با این امر می باشد .

وی با اشاره به ورود فاضلاب به دریا گفت : اگر طرح فاضلاب بعد از تمام زجرهایی که به مردم می دهد به نتیجه نرسد فایده ای ندارد . عضو شورای شهر بندرعباس از مسئولان شرکت آب و فاضلاب خواست تا برای راه اندازی طرح فاضلاب شهر بندرعباس تصمیمات جدی اتخاذ نمایند .

 

 

 

مصــــاحبه

آقای دانش فعالیت های جاری شهرداری را چگونه ارزیابی می کنید ؟

فعالیت های جاری شهرداری بویژه در حوزه خدمات شهری مورد رضایت مردم نیست . بنظر میرسد تمایل و توانائی در این حوزه کفایت نمی کند . بنابر این از جانب مردم شریف بندر عباس مراتب اعتراض و گلایه جدی خود را با اعلام میدارم .

ممکن است در این باره شفاف تر توضیح دهید ؟

البته میدانید معاونت در شهرداری است و عمده فعالیت ها ی شهرداری را پوشش میدهد . من بطور قاطع اعلام میدارم مردم از عملکرد این حوزه رضایت ندارند .

این حساسیت بیشتر شامل چه خدماتی است ؟

اول نظافت و بهداشت شهر است . این موضوع زیبنده یک شهر مهاجر پذیر نیست . حتی مکان های حساس و کلیدی علیرغم تاکیدی های مکرر اعضا محترم شورای شهر نیز در ایام عید مشکل داشتند که میتوان بعنوان نمونه بارزتر ترمینال مسافرتی را مثال زده . بنده و چند عضو شورا مراتب اعتراض خود را اعلام داشتیم و معتقدیم ریشه این ناهنجاری ها در ناتوانی و کم انگیزه گی است . شهرداری میبایست توانائی خود را در تمام زمینه ها محک بزند و در جهت رفع معایب بدون دفع الوقت اقدام نماید . در غیر اینصورت تنها سطح نارضایتهای عمومی را افزایش میدهد .

جناب عالی ایراد اصلی را در موضوع تنظیف شهر در کجا  میبینید ؟

این پیمانکاری که متولی نظافت شهر است در شهرهای دیگر هم فعال است . مثلاً در کرج هم قرار داد دارد و نحوه کار ایشان در کرج رضایت بخش بوده است . مشکل در نظارت آقایان است . البته در این زمینه نیز مشارکت تمامی اقشار جامعه نیز تاثیر فراوان دارد .

 آیا حوزه دیگری نیز وجود دارد که مورد اعتراض و نارضایتی مردم باشد ؟

در این مصاحبه ترجیحاً از حوزه خدمات شهری خارج نمی شوم . مردمی که بعنوان ارباب رجوع به شهرداری مراجعه می کنند یا بعنوان شهروند در این شهر زندگی می کنند . خود مشکلات را حس می کنند و رنج میبرد .

در مورد معضل دستفروشان نظر شما چیست ؟

یکی دیگر از ضعف های حوزه خدمات شهری مسئله دستفروشان و ستاد سد معبر است که همچنان لاینحل مانده است . شما در ایام تعطیلات شاهد وضع دستفروشان خصوصاً در حوالی بازار و بلوار ساحلی بوده اید . بلوار ساحلی شهر که محل تفریح و تفرج میهمانان و مردم بود مملو از دست فروشان شده بود و علیرغم آن باعث مزاحمت کسب و پیشه اصناف زحمت کش بازار شده بود . طبق برسی انجام شده توسط کمیسیون امور اجتماعی شورا تقریباً 70 الی 80 درصد از این دست فروشان افاغنه و تقریباً بقیه همه  از افراد مهاجری هستند که جهت این امر در این ایام حضور پیدا میکنند . انصاف بندر عباس که با توجه به پرداخت عوارض و مالیات انتظار بیشتری را در زمینه کنترل و جمع آوری دست فروشان دارند والحق که اعتراض ایشان کاملاً وارد بوده لذا امیدوارم ساماندهی دست فروشان خصوصاً در ایام عید در سالهای آینده بگونه ای باشد که برای این قشر زحمت کش مشکلی بوجود نیاید . جا دارد از همکاران صمیمانه استاندار محترم و دیگر مسئولین محترم استان با شورای شهر و شهرداری بندر عباس تشکر و قدر دانی نمایم .

 

 

 

نقطه ای دور در همین نزدیکی

اجتماع سالم جامعه مدرن رفاه اجتماعی امنیت آسایش و . . . هر کدام برای خود معنا و تعریفی دارد و بدون تردید زمانی  میتوان به آنها دست یافت که شاخص های آن در زندگی مردم سرزمینمان نمود پیدا کند . راه دوری نمی رویم 4 راه بهشت زهرا ، کمی آن سو تر پشت پارک، معروف به پارک شتری تپه الله اکبر ، آنجا هم گوشه ای از شهر است گوشه ای از به اصطلاح مدنیت که امروز از آن دم می زنیم . چند بار به آنجا رفته بودیم تا شاید بتوانیم در این سرمای زمستان در شهری که هیاهوی بازارها ساختمان ها و مردمانش فرصت ابزار وجود را گرفته و دغدغه پول و ثروت رفاه و آسایش غم نان را به فراموشی سپرده فانوسی را به خاطر همشهری بودن روشن کنیم و بگوییم بر خلاف آنچه که اتفاق افتاده دستهایمان به هم خواهد رسید اگر غم نان بگذارد .

از میان دو تپه راهی به سوی محله وجود داشت که در کمال تعجب آسفالت بود . یک جاده باریک آسفالت که دو طرفش تپه بود و در گوشه ، کنار و بلای تپه خانه هایی بود که از خانه بودن فقط نامش را یدک می کشید نه چیزهای دیگر ، اما با تمام اینها آنجا برای مردمانش خانه بود محل امن استراحت و آسایش بود آری در تمام این خانه ها یک نسل پرورش می یافت .

در میان تمام این خانه ها یک ساختمان(4) به دلیل زیبایی ، بزرگی ، و . . . جلوه گر بود . که به یک نهاد یا شرکت دولتی نسبت داده می شد بر ایمان جالب بود تصویر و زوایای کم نظیری را پدید آورده بود از آن با یک خانه دیگر عکس گرفتیم تا شاید این تفاوت بزرگ وجدان خیلی ها را بیدار کند . وارد محله که شدیم تصمیم گرفتیم از هر چه که میبینیم و می شنویم بنویسیم و ضبط کنیم و عکس بگیریم از مردم محله خانه بچه های کوچک و آسمان آبی . آری
آنجا همه با هم مهربان بودند همدیگر را می فهمیدند و به هم عشق می ورزیدند . وقتی بتوانی از بیرون حیاط خانه ر ببینی و هر وقت از کوچه گذر می کنی در خانه ی همسایه ات باز باشد و تو راحت زندگی کنی این چیزی نیست جز یک . . . فهمیدنش کار سختی نیست اینجا همه مردمانش به هم اعتماد دارند ، با یکی از اهالی صحبت کردم خانه اش در نداشت چرا؟ وقتی خواستم از یک کوچه وارد کوچه ی دیگری شویم متوجه شدیم از کوچه وارد حیاط یک خانه شده ای متعجب انگیز بود . علت اینکه در وجود نداشت را از ظاهر خانه دانستیم اما سئوالی که در ذهنمان نقش بست این بود مقوله امنیت چه می شود طاقت نیاوردم از صاحب خانه علت را جویا شدیم در پاسخ خیلی ساده و بی مقدمه گفت :«این جا دارند نکته اساسی جایی بود » که سخن از مردم به میان آمد این امنیت حاصل حضور نیروی های پلیس و امنیتی نبود بلکه حاصل اسکان انسانهایی  بود که برای زندگی یکدیگر ارزش و احترام قائل بودند . نکته ای که شاید متوجه شدن به ان برای ما بدون روی دادن چنین اتفاقی تقریباً غیر ممکن بود . کمی جلوتر باز هم خانه بود اما این بار به جای اینکه تنها یک عکس بگیریم و از کنار رد شویم ایستادیم .

بعد از کمی نگاه کردن و فکر کردن واژه ها برایمان در توصیفش غریب شده بودند خانه ای (5) چوبی اما نه چوب درخت گردو ، شاخ و برگ درخت خرما آری برای ما عجیب نبود چون بارها دیده بودیم سئوال این بود چرا باز هم می بینیم پاسخش را شما بدهید .

کوچه های تنگ و بدون بن بست را یکی پس از دیگری طی می کردیم . هر کوچه و گذر حکایت غریبی را نجوا می کرد ما همه در یک شهر زندگی می کنیم آری این آن روی سکه بود چهره شهر بندر عباس آن قدر هم زیبا نیست در یکی از کوچه ها کودکی حدوداً 3 تا 4 ساله وقتی ما را دید که از زباله های جمع شده در یک فضای نسبتاً وسیع عکس می گیریم با صدای دلنشین و لهجه بندری شیرین و کودکانه اش پرسید ، (آمدید اینجا را آسفالت کنید) آری زمانی که درد و دست پنجه نرم کردن با زندگی به عمق جانمان نفوذ کند یک کودک 4 ساله هم صاحب درد می شود آیا این کودک می تواند فردا برای شهرش کاری کند شاید و با شاید هزاران شاید دیگر .

(1)    کودکان دیگری بودند که در کوچه های نه چندان تمیز محله با سه چرخ و اسباب بازیهایشان بازی می کردند اینجا از مهد کودک و تاب و سرسره و اتاق بازی کودکان خبری نیست جوی آب و فاضلاب و خاک و آلودگی است

(2)    دختر بچه ها با صدای بلند در کوچه شعر می خواندند آنان مرثیه خوان امروز خود بودند تا فردا کسی برایشان مرثیه نخواند اما پس از ساعتها گشتن و پرسه زدن در محله به

(3)    اسطوره ی آلودگی محله رسیدیم خور کثیف و لجن زاری که شاید مرز بین دو محله بهشت زهرا و تپه الله اکبر بود و از آن چند تا عکس گرفتیم تا نشان دهیم و آنانی که باید ببینند و کاری انجام دهند کمی به خودشان بیایند نوجوانان اطراف خور نشسته بودند و زمان را در قربانگاه بطالت و بیکاری گردن می زدند یاد گفته ی هنرمند فرانسوی افتادم که می گفت : من حتی وقت کشتن وقت را گرامی ندارم . با آنها سلام کردیم جواب م شنیدیم وقتی فهمیدند از روزنامه هستیم کمی گله کردند اما بی خیال شدند یکی از آنها گفت : وقتی بازی پرسپولیس و ابومسلم است و باید برود بقیه هم بعد از شلوغ کردن شعار دادن بلند شدند و رفتند و سوالها و نیازهای خودشان را بی پاسخ گذاشتند .

در فضایی باز و وسیع یک حسینیه قرار داشت که وجودش دور از ذهن نبود در محله ای که مهربانی و محبت وجود دارد که مردم محله به بهانه ای مختلف و مراسم های گوناگون در آنجا جمع می شوند .

خدا و دین خدا در لایه های زیرین یک فرهنگ یک قبیله و یک محله که برای خود دنیایی دارد هر چند کوچک نفوذ کرده اما بگذارید این را هم بگوییم که هر گاه فقر از در وارد شود دین از پنجره می گریزد .

محله الله اکبر میزبان مردمانی است که فقیر نیستند و نبودند  آری آنان انسان بودند قانع بودند شب برایشان تیره و تار نبود آسیب پذیر بودند اما آسیبشان به کسی نرسیده بود برای ما شرم آور نبود ولی افتخار و سربلندی هم نداشت در شهری . . . بگذارید بقیه را نگوییم اما بدانیم که برای زندگی کردن نان اگر نباشد محبت هست .

 

 

 

زنان چتر باز

بدون شک در اسکله و در قایق های مسیر قشم – بندر عباس ، آنها را دیده اید و یا شاید در جاده ها آنها را دیده اید که در زیر چادر خود اجناسی را حمل می کنند و از دست مامورین در حال فرار هستند . در نقطه ای که نرسیده به حمل ایست بازرسی است ، از ماشین پیاده می شوند .و مقداری از مسیر را پیاده می روند و بعد از اینکه پیاده و از طریق مسیر پر خطری چون دره ها از حمل ایست بازرسی گذشته دوباره توسط ماشینی که در مسیر مشخص سده از قبل انتظار آنها را میکشد ، سوار می شوند و باقی مسیر پر خطر قانونی را طی می کنند ، بطور کلی این زنان که اصطلاح چتر باز به آنها اطلاق می گردد با پوشش محلی و با برقه (همان روبند است که صورت را می پوشاند ) اقدام به ورود و جابجایی جنس قاچاق از طریق مسیر خشکی و بیشتر مسیر دریا ( قشم – بندر عباس ) می کنند که این قاچاق می تواند هر نوع جنسی باشد ، پارچه ، لوازم برقی و . . . که عوارض گمرکی بابت آنها پرداخت نشده است .

زاویه (1)

اسکله قشم :

چند زن با لباس محلی و با برقه ای روی صورت در حالیکه کارتون های سیگار ، بعضاً لوازم برقی را در یر چادر نگه داشتند ، گوشه ای از اسکله ایستاده اند و حرف هایی را با چند مرد رد و بدل می کنند و حتی گاهی داد و فریاد هم شنیده می شود ، مسافرین با تعجب آنها را نگاهی می کنند .

زن جوان : اینها چکار می کنند چرا این طوری هستند و سر و صدا راه انداخته اند ؟

مرد جوان : خوب معلوم است دیگر ! قایق نیامده ، مامورین هم به آنها گیر داده اند . . .

مرد دیگر : خوب این بیچاره ها مجبورند که به این شکل و شمایل در آینده تا از این طریق امرار معاش کنند و گرنه چه کسی حاضر است که این خطر را به جان بخرد .

مرد جوان : نه بابا ، اینطور هم نیست خیلی از آنها اصلاً نیاز مالی ندارد یعنی زندگی متوسطی دارند اما چونکه این کار بی درد سر است و با برقه هم قابل شناسایی نیستند ، اینکار  را می کنند و پول مفتی هم به جیب می زنند ، طلاهای آویزان از دستشان را ببین ! . . .

 ترمینال :

زن در حالیکه مقدار پارچه را به خود بسته است و با دست دیگرش ، بسته ای سنگین را حمل می کند با اضطراب به سمت اتوبوس بندر عباس – اصفهان می رود .

-        خانم کجا ، وسایل و لوازم همه در قسمت بار باید باشند .

-        نه اصلاً امکان ندارد همینکه گفتم

-        این خیلی کم است ، خوب بیا بالا

-        ولی یادت باشد که تا نگه داشتم سریع بیایی ، پائین حوصله درد سر ندارم !  . .

اتوبوس می ایستد ، زن پیاده می شود و با سرعت بطوریکه مامورین او را نبینند در دره پنهان می شود . . .

-        آهای سرباز ! برو دنبالش ، فرار نکند

-        ایست ، ایست ، ایست . . .

چند لحظه بعد صدای تیر هوایی و جیغ زن شنیده می شود

زاویه (2)

گفتگوی دو زن چتر باز :

-        این همه مردم جرم و جنایت می کنند ، اینها به ما گیر داده اند

-        از این بهتر است که دزدی کنیم یا به سمت . . . برویم

-        ای کاش یک کار دیگر داشتم که با آن یک لقمه نان در بیاورم ، ولی می دونی که همچنین کاری برایم پیدا نمی شود . اوایل که شوهرم مرد در خونه این و اون کلفتی می کردم . اما از وقتی که پسر معتاد شد و افتاد توی کار خلاف و دزدی ، دیگر هیچ کس مر در خانه اش راه نمی دهد می ترسد که ازشان دزدی کنم ، خوب بالاخره باید شکم 6 بچه قد و نیم قد را سیر کنم باز خدا را شکر می کنم که این برقه ر دارم ، اگر فک و فامیل یا در و همسایه بفهمند بچه هایم نمی توانند سرشان را بالا بگیرند .

-        این ارباب هم که اصلاً نمی داند ما به چه خطراتی روبرو هستم ، مثل جا می کنیم . آنوقت مگر چقدر به ما می دهد . . . ( شاید شما هم بارها جملاتی از این قبیل را از زبان این زنان شنیده باشید ، واقعاً مقصر کیست ! . . .

زاویه(3)

دادگاه انقلاب :

-        همه اش تقصیر خودت بود ، می خواستی قبول نکنی

-        تقصیر خودت بود ، می خواستی قبول نکنی !

-        خیلی بی وجدان ، مگر همان موقع که برایتان کار می کردم ، مگر به من چقدر می دادی بیشترین سود به خودتان می رسید ، حالا هم که دارید طفره می روید و همه جرم را به گردن من می اندازید

-        حالا هم می توانیم با هم کنار بیائیم تو می توانی جرم را به گردن بگیری ، آنوقت ما تلاش می کنیم ما تلاش می کنیم تا جریمه را بپردازید و یا اینکه سعی می کنیم زندانی نشوی ، در هر صورت می دانی که تو به ما محتاجی و مجبوری که هر چه می گوئیم قبول کنی و گرنه . . .

-        ای کاش هیچ وقت محتاج پول نبودی و با امثال شماها طرف نبودم ! . . .

نگاه (1) زنان با عرضه نیروی کارشان می توانند نقشی موثر در توسعه اقتصادی ایفا کنند . اصولاً جوامعی که توانسته اند از نیروی زنان در جهت رشد و توسعه استفاده کنند ، موفق بوده اند چرا که توسعه بدون استفاده از همه نیروها و توان انسانی امکان پذیر نیست . بر اساس آمار سهم زنان ما از کل اشتغال کشور 12 درصد است و این بدان معناست که زنان ایران در مقایسه با مردان از فرصت های شغلی کمتری برخوردار هستند . اما فقط تنگی عرصه برای اشتغال زنان مطرح نیست بلکه نداشتن برنامه برای فعالیت های اقتصادی زنان نیز مشکل دیگری است که زن هرمزگانی بیشتر با آن روبرو است . جامعه هرمزگانی پذیرفته که زن می تواند فعال اقتصادی باشد و ما شاهد حضور زن با پوشش محلی در عرصه بازار کار هستیم اگر سری به بازار ماهی فروشان بزنید ، او را خواهید دید که توانمندیهای خود را باور کرده و یا اینکه فعالیت اقتصادی او را در شغل دست فروشی می بینیم . همچنین می بینیم که او را در بخش غیر رسمی ( سازمان نیافته ) در قالب تولیدات صنایع دستی ، محصولات خانگی (پوشاک محلی ، غذای محلی ) به فعالیت می پردازند در حالیکه هیچ حمایتی از او صورت نمی گیرد . بدهی است که توسعه بر محور نیروی انسانی تحقق می یابد و مسئولین این بایستی توجه داشته باشند که توسعه پایدار در این استان ، نیازمند مشارکت فعال زنان در همه زمینه ها ، به خصوص اقتصادی است .

 

نگاه (2)

گرفتاریها ، مشکلات و فشار اقتصادی سبب پدید آمدن حس فقر در شخص می شود و این احساس فقر « تصویر از خود» فرد را نابود می کند و او را به قهقهرا می برد فقر و احساس ناشی از آن مانند یک فشار روانی شدید موجب واپس گرایی وجدان اخلاقی فرد می شود واپس گرایی ، سبب می شود که فرد احساس گناه و شرم خودش را در مورد مسائل خلاف اخلاقی که انجام می دهد ، مثل روی آوردن به رشوه خواری ، خلاف و . . . از دست بدهد . یعنی نه احساس گناه و نه احساس ترس های عینی زندگی ، هیچ کدام نمی توانند مانع انجام کارهای خلاف در او شوند . مثل کارمندی که عمری را با شرافت و درستکاری زندگی کرده اما احساس فقر در او آنچنان زیاد می شود که باعث واپس گرایی وجدان اخلاقی در او می شود و شروع و به رشوه خواری می کند .

 زمانی هم که از این زنان چتر باز پرسیده می شود چرا به این کار روی می آروید ، آیا زرشتی و قبح کار را می دانید ؟ آنها مسئله نیاز مالی و فقر را مطرح می کنندو اینکه بایستی به تنهایی از عهده مخارج زندگی بر آیند در حالیکه شوهر و یا پسرانشان در دام اعتیاد گرفتار هستند یا در گوشه زندان به سر می برد و آنها تنها منبع درآمد خانواده هستند وچاره ای ندارد جز آنکه به اینکار روی آورند تا جایی که یکی از این زنان می گوید : مگر ما خودمان قبح و زشتی این کار را نمی دانیم و یا اینکه نمی دانم که داریم با جانمان بازی می کنیم و هر لحظه امکان دارد به ضرب گلوله ماموری کشته شویم و یا در دریا غرق شدیم ، خوب چکار کنیم مجبور هستیم و چاره ای جز اینکار ندارم و این کار خیلی بهتر از کارهای دیگر برای سیر کردن شکم است ! . . .

نگاه (3)

تمامی این زنان در واقع برای کسی کار می کنند در واقع یک ارباب و مافیای اقتصادی است که اجناس قاچاق (جنس های بدون عوارض گمرکی ) را می خواهد جابجا کند و به نحوی وارد بازار کشور کند و برای اینکار حمل و نقل را برایش انجام دهند و چه کسی بهتر از یک زن با لباس محلی و برقه که شناخته هم نمی شود و در صورت دستگیری این زنان باز هم اصل قضیه قاچاق حمل و نقل آن باقی است و باز همان مافیای قدرت است که به سراغ افراد محتاج تری می رود و آنها را در دام خود گرفتار می کند و این روند و چرخه همچنان ادامه می یابد .

 

 

 

به خاطر یک لقمه نان

وقتی به کتابها و مبانی جامعه شناسی رجوع می کیم رد پایی از انسانها می بینیم که همیشه و همه وقت بخاطر معیشت و گذراندن یک زندگی سخت به عنوان موشهای آزمایشگاهی جامعه شناسان ریشه و اساس نظریات جامعه شناسی بوده اند اما بگذارید برای یک بار هم که شده پیش خودمان صادق باشیم نگاهی به اطراف نه چندان دور خود بیاندازیم با هم به شهر خودمان بندر عباس با هم به شهر خودمان بندر عباس نگاه کنیم که اینک تبدیل به شهر هزاران فرهنگ و هزاران قوم شده است .

انسانهایی از تیره و ریشه ی خودمان و از خاک پاک همین استان که برای یک زندگی بخور و نمیر از خانواده خود جدا شده و شبها را در هتل کارتن ها و چهار راه نخل ناخدا سر می کنند شاید آنها را که به صورت گروهی و ردیف وار در نیمه های شب در فضای خالی کنار چهار راه خوابیده اند دیده باشید اینها به کدام جرم ناکرده محکومند . وقتی وارد جمعشان شدم چهره ها همه خسته و رنجیده از سنین 18 سال در آنها بود تا 60 سال همه ایرانی و حتی یک مهاجر افغانی هم در بین آنها وجود نداشت از نژاد و اصلیتشان جویا شدم 90 درصد جمع اهل مناطق کهنوج ، ایرانشهر ، بلوچستان و . . . و می توانم به جرات بگویم که همگی از مردمان شرق هرمزگان و استان های همجوار بودند . زیر انداز همه آنها تکه کارتون های پاره پاره بود که با آن تمام سطح فضای خالی را پر کرده بودند سرو وضع نامناسبی داشتند و چنان از کار خسته بودند که نای بازنگاه داشتن چشمهایشان را نیز برایشان نمانده بود پس از گشتی در میانشان پچ پچ دو نفر از آنها توجه مرا به خود جلب کرد به سراغ آنها رفتم و دو مرد دو انسان دو هموطن که اینک غبار خستگی چهره جوانشان را پیر کرده بود با یک احوالپرسی کوچک باب صحبت را باز کردیم اهل کهنوج کرمان بودند یکی 30 ساله و دیگری 45 سال داشت پرسیدم چند وقت است به اینجا آمده اید جواب داد یک ماه . برای کارکردن آمده بودند از کارهای ساختمانی گرفته تا نظافت و . . .

هر دو متاهل و دارای فرزند مرد 30 ساله 4 فرزند داشت که همه به مدرسه می رفتند وضعیت کار را در بندر بد می دانست و می گفت : تعداد کسانی که از نواحی اطراف ما به اینجا می آیند زیاد است و اکثراً متاهل و دارای فرزند نیز هستند و درآمد کارشان در اینجا چرخ زندگی آنها بگرد اند . از در آمد روزانه جویا شدم گفت : گیر آمدن کار در این جمع که تعدادمان نیز زیاد هست شانسی است شاید روزی 5 ساعت کار کنی و 15000 تومان بگیری و شاید اصلاً کار گیرت نیاید درآمد ماهیانه ما 90 یا 80 هزار تومان شاید برسد که البته همیشه و هر ماه اینگونه نخواهد بود . مرد 45 ساله از وضعیت بد خود و شهر و همشهریان خود گله می کرد . می گفت تا به کی باید اینگونه زندگی کرد در شهر ما کار نیست در یک فصل بخصوص که کشاورزی روستاها رونق دارد ما در باغها به رعیتی باغداران می پردازیم اما این فصل کوتاه است . و خرج حداکثر 2 ماه را البته بصورت بخور و نمیر در می آورد در نواحی اطراف ما هم به همین صورت است که البته به علت زیادی جمعیت و تعداد بیکاران زیاد برای کارگران در همین مواقع نیز باید زرنگ بود . در دیگر فصول که کشاورزی نیست ما بیکاریم که برای کار به بندر عباس می آییم . تمام صحبتهای این دو مرد دور یک جمله می چرخید برای یک لقمه نان آری آنها نیز مانند تمام انسانهای تاریخ بشریت برای معیشت می جنگیدند برای با آبرو زندگی کردن و یا بدتر از همه برای زنده ماندن از آنها جدا می شوم در سکوت شب شرجی زده کنار خیابان میان جمعیت خسته و ستمدیده زمان و از بالای سر آنها که خواب بودند و بیدار آنها که تا مرا می دیدند خود را بخواب میزدند و آنها که فقط نگاهم  می کردند و یا حتی کسانیکه بامن سلام هم می کردند می گذشتم .

یک لحظه ایستادم تمام وجودم خیره شد به یک مرد سنش بالای 65 سال بود چشمانش باز بود و به آسمان و شب بی ستاره اش زل زده بود نمی دانم شاید به دنبال ستاره بد اقبالی خود می گشت اما . . .

به او نزدیکتر شدم بدون اینکه متوجه شود در کنارش ایستادم یک مرد با یک دنیا تجربه و مردانگی اشک می ریخت گونه های خسیش مرا شرم سار کرد آری او گریه می کرد می شکست خرد می شد و. . . نتوانستم بایستم بدون آنکه باز هم متوجه شود از او جدا شدم . چند قدم آنسوتر چند جوان دور هم جمع شده بودند و صحبت می کردند یکی از آنها وقتی مرا دید صدا کرد و گفت : ببخشید شما در روزنامه کار می کنید گفتم : بله گفت می شود یک کاری برای ما بکنید گفتم چه کاری گفت : صحبتها ی ما را به گوش مسئولین برسانید من یک جوان 26 ساله هستم از ایررانشهر آمدم اهل این استان نیستم اما ایرانیم صبحها کنار خیابان می ایستم تا بلکه شاید کسی بیاید و به کارگری نیاز داشته باشد اما نیروی انتظامی ما را پراکنده می کند آخر مگر کنار خیابان ایستادن جرم است من برای کار به اینجا آمده ام اما نه من و نه دیگران کار گیرمان نمی آید تمام کارها اینجا را مهاجرین افغانی انجام می دهند من نمی دانم مگر آنها نباید به کشور شان بر گردند ما ؛ حاضریم همان کار آنها را با شرایط آنها انجام دهیم اما نمی دانم چرا به ما که ایرانی هستیم کار نمی دهند اما به مهاجرین افغانی کار نسبتاً ثابت  می دهند مثل نگهبانی و غیره مسئولین به داد ما برسند ما که نمی توانیم دزدی کنیم . من دیپلم دارم اما کار کارگری هم به من نمی دهند آخر تا کی باید سر گرسنه روی زمین گذاشت پدر و مادر پیر و 8 خواهر و برادر منتظرند تا من برایشان پول بفرستم بخدا شرمنده ام خواهش می کنم صحبتهای مرا به گوش مسئولین برسان . پس صحبتهایش تمام شد رو کردم به او و گفتم : برادرم من تمام صحبتهایت را منعکس خواهم کرد اما شنیدن یا نشنیدن صدایت از سوی مسئولین را نمی توانم کاری کنم و باید من و تو هر دو دست به کار شویم باید بجنگیم برای چه ؟ برای زندگی کردن اما می ترسم به روزی برسیم که بگوییم بجای جنگیدن بکش تا کشته نشوی. این نوشته شاید تنها گوشه ای از هزاران دردی باشد که امروز شهر ما از آن رنج می برد اما نقطه و علامت سوال اینجاست که چه باید کرد ؟ در شماره های آینده بیشتر به این موضوع پرداخته و به سراغ مسئولین امر خواهیم رفت تا شاید این حرکت روزنه ی امیدی برای فردای ایران و ایرانی باشد.

 

 

 

اگر هرمزگان بلرزد

در ابتدا به سراغ زلزله بم برویم فاجعه ای که هم ملی بود و هم انسانی ابعاد وسیعی داشت که می توان به آن اشاره کرد و در مورد زلزله در ایران و زلزله خیز بودن گویید .

زلزله بم شاید در این مقطع زمانی در ایران غیر قابل پیش بینی نبود و شاید مکان آن برای ما مجهول بود ایران بر روی کمربند زلزله قرار دارد آنچه که ما از محاسبات و تاریخچه زلزله های در حدود 6 تا 7 در مقیاس ریشتر اتفاق می افتد به عنوان مثال زلزله های فاجعه بار 42 بوئین زهرا 57 طبس ، 69 رودبار و منجیل 82 و بم با یک نگاه گذار به یک آمار نسبتاً منظم می رسیم واقعیت زلزله وجود گسل بم بر روی گسل شمالی جنوبی زاکرس قرار دارد .

در زمینه خسارت وارده و ابعاد دیگر زلزله چه چیزهای ناگفته ای وجود ؟

متاسفانه عمق فاجعه حاکی از آن است که در چنین شرایطی در کشور ما مدیریت در بم اشاره ای نمی کنم اما ما باید خود را برای زلزله های بزرگتر و فاجعه بار تری در ایران آماده کنیم . تهران را در نظر بگیرید از شرق و جنوب توسط چند گسل احاطه شده است .

بدون تردید وقوع این حادثه در تهران از هر جای دیگر ایران فاجعه بار تر است علاوه بر جمعیت زیاد و حضور توده وار مردم باید به وجود تاسیسات مختلف از جمله پالایشگاه وپمپ بنزین و شاید مساله مهمتر وجود سه سد آب در اطراف تهران  ما را با مسایل دشوارتری روبرو می کند حال اگر نتوانم یک مدیریت منسجم و کار آمد را در زمان بحران داشته باشیم بی گمان بازنده اصلی ما خواهیم بود . من در همایشی در تهران به عدم استاندارد بودن ساختمانها اشاره کردم و گفتم اگر به همین شکل روند پیدا کند زلزله در تهران بی رحم تر از هر جای دیگر خواهد بود .

استاد قبل از وقوع زلزله مرگبار بم در ساعت 20/ 5 صبح وقوع چندین زلزله از ساعات عصر مثل 4 بعد از ظهر ، 8 شب و 4 صبح مشاهده شد اما با توجه به وجود صداهایی از زمین در روزهای نزدیک امکان پیش بینی زلزله از سوی مراجع و مسئولین محلی وجود داشت ؟

ببینید در زلزله های بزرگ 60 تا 70 درصد پیش لرزه اتفاق می افتد می توان با وجود چنین اتفاقاتی مردم را آکاه کرد البته اگر مسئولین محلی توجیه شده بودند یا آگاهی نسبی داشته باشند ، حداقل از مردم خواسته می شد در چنین ایامی در فضاهای باز و امن تر نسبت به زلزله قرار داشته باشند .

خوب به استان هرمزگان بیایم وضعیت را در استان چگونه می بینید ؟

در کل کشور 2 نقطه وجود دارد که اگر زلزله در این دو جا اتفاق بیفتد واقعاً فاجعه است و تخریب  بالایی را در بر خواهد داشت  . تبریز و حاجی آباد زیر این دو مکان محل تلاقی گسلها هستند . زلزله تبریز اتفاق افتاد و این شهر با خاک یکسان شد اما حاجی آباد هم در چنین موقعیتی وضعیتش بسیار تهدید شونده است . حاجی آباد بر روی محل تلاقی دو گسل زاگرس و زندان (میناب ) قرار دارد زلزله 56 خورگو را به یاد بیاورید 112 نفر کشته داشت که با توجه به جمعیت آن زمان خورگو چیزی حدود 90 درصد تلفات در بر داشت .متاسفانه استانی با چنین موقعیت بغرنجی از لحاظ زلزله فاقد ایستگاه زلزله نگاری است .  که البته من به شخصه پیگیری کرده ام اما ضرورت ایجاد چنین ایستگاهی که هزینه آن در حدود 20 تا 30 میلیون تومان است غیر قابل انکار است .

شهر بندر عباس را از نظر ایمنی در برابر زلزله چگونه می بینید ؟

متاسفانه بسیار ناهمگون و غیر استاندارد است . در زیر خیابان روبروی پمپ بنزین بلال ، برق فشار قوی وجود دارد ساختمان های مرکز شهر هیچ کدام از نظر مقاومت در برابر زلزله استاندارد نیست . بهعنوان مثال خیابان گاز را در نظر بگیرید این همه برج در کنار هم از دو لحاظ مشکل آفرین است : 1 – آیا خود ساختمان مقاوم هستند و شهرداری از این جهت بر روی ساخت آنها نظارت دارد . 2- نزدیکی برجها به هم در زمان زلزله خود مشکل آفرین است خرابی ساختمان ها هم مردم و هم ساختمان های دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد یا مجتمع 700 واحدی هرمز را ببینید بر روی تپه واقع است که خود یک بی احتیاطی است .

برگردیم به مقوله زلزله و رخداد آن در ایران علت علمی قرار گرفتن بر روی کمربند زلزله و فشارهای زیستی در ایران چیست ؟

از لحاظ اتفاقی بودن زلزله و مسئله علمی آن یک مورد عمده وجود دارد صفحه زمینی ایران با توجه به وجود صفحه زمینی ایران با توجه به وجود صفحه عربستان تحت فشار است به این گونه که صفحه عربستان به سمت شمال شرق یعنی خلیج فارس و صفحه ایران فشار وارد کرده و صفحه ایران را با مشکل روبرو کرده است . زیرا در همین امتداد در شمال شرقی صفحه ایران صفحه محکم توران وجود دارد که فشار این صفحه عربستان و توران  در ایران البرز و زاکرس را به وجود آورد اند . یک نکته جالب اینکه محاسبات نشان داده است ما در چند میلیون سال آینده خلیج فارس را نخواهیم داشت دریای عمان بارک تر خواهد شد .

سوال آخر را در قالب 3 سوال عمده مطرح می کنیم 1- آیا وچود کوه موثر است 2- ایران از نظر پراکندگی مناطق زلزله خیز چگونه است و 3 زمان در وقوع و شدت حادثه چه تاثیری دارد ؟

در مورد سوال اول کوهها در اثر چین خوردگی زمین ایجاد می شوند و وجود کوه در شدت زلزله و وقوع آن تاثیر گذار است . 2- تجربه زلزله های لار در دل زاگرس و رودبار و منخیل البرز خود حکایت تازه ای برای ما نیستند هر جا نیرو وارد آید شکستگی است که ایجاد کننده گسل است گسل یعنی زلزله و از نظر پراکندگی جز دو منطقه مرکزی ایران مانند اصفهان و نیز جنوب خوزستان مابقی ایران از لحاظ زلزله خیزی در 100 را به خود اختصاص می دهند . اما در مورد زمان وقوع هیچ تجربه آماری و پایه علمی وجود ندارد و زمان وقوع آن در ساعت خاص غیر قابل پیش بینی است ام خوب هر چه مدت زمان زلزله بیشتر باشد بدون تردید ابعاد خرابی و فاجعه آن بیشتر خواهد بود .

 

 

 

حاشیه نشینان شهری ، جنبشی تاثیر گذار

سابقه حاشیه نشینی غیر رسمی در ایران نیمه دوم دهه 40 آغاز می شود و تا پیش از آن ابعاد اسکان غیر رسمی کوچک و به صورت زاغک و آلونک نشینی بصورت اندک در ایران بوده است و از 10/1 واحدهای شهری تجاوز نمی کرده است . از طرفی در آن زمان اسکان رسمی تعریف نشده بود تا اسکان غیر رسمی و به دنبال آن تعریف شده و به طور کلی اسکان رسمی برنامه ریزی شهری از دهه 40 آغاز می شود و اولین کانون بزرگ اسکان غیر رسمی در کشور های دیگر نیز سابقه دارد بطوریکه در قاهره ، روی گورها چادر می کشند و زندگی می کنند ، در کلکته ششصد هزار نفر پیاده رو خواب وجود دارد ، در برزیل به ازای هر 100 خانواده یک آلونک (اسکان غیر رسمی ) است . در حال حاضر هم در مناطق مختلف شهری ، استان هرمزگان نیز بافت حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی مرتب در حال گسترش است بطوریکه فقط در بندر عباس 30% بافت شهری ، اسکان غیر رسمی است . در این مقاله به بحث شهر سازی و معماری جدیت و اتهام بیشتری در زمینه بافت شهری و . . . داشته باشد . بدون شک صرف نظر از اینکه سبب و علت غفلت محققان برای بررسی و تحقیق این مسئله برای اصطلاح دامنه آگاهی ها بایستی صورت بگیرد . جنبش های اجتماعی یک ویژگی آشکار دنیای مدرن هستند . مطابق تعریفی که آنتونی گیدنز ارائه می کند . جنبش های اجتماعی ، یک ویژگی آشکار دنیای مدرن هستند . مطابق تعریفی که آنتومی گیدنز ارائه می کند ، جنش های اجتماعی را می توان کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تامین هدفی مشترک از طریق عمل جمعی هماهنگ خارج از حوزه نهاد های رسمی تعریف کرد .

چگونگی پیدایش و توسعه اجتماعی به شدت از عمل کرد کنترل اجتماعی

تاثیر مقامات حاکم ممکن است با مداخله و فشار به جنبش پاسخ دهند واقعیت این است که واکنش پلیس به اندازه کافی در ظهور و تقویت این نوع جنبش دخیل است . سرکوب مستقیم و غیر مستقیم خود به خود بر هم دلی آنها افزوده و جنبش آنها را فعال تر می کنند . در واقع یک نوع سیاست زده ای که حرکت آنها را مذموم دانسته ، در حالیکه آنها در حال گسترش هستند بر چسب مختلفی به آنها زد می شود که آنها دزد ، قاچاقچی و . . . هستند این سبب می شود که آنها در تقابل با مدنیت قرار بگیرند و هر چه این تقابل بیشتر شود جای بی امنیتی افزایش می یابد و عموم می گویند که آنها قاچاقچی ، دزد و خلافکار و . . . هستند در حالی که نتیجه برخورد دولت و جامعه شهری آنها را به این سمت هول می دهند . جنبش حاشیه نشین ها ، آنچنان که گیدنز می گوید تقریباً برای دست یابی به تغییرات اجتماعی مطلوب ، خود به خود سازمان یافته و الزاماً به شکل یک پاسخ به موقعیت تکوین نیافته است . آلن تورن نیز معتقد است که جنبش های اجتماعی درتعارض با سازمان های رسمی ظهور می کنند . بر همین اساس می توان گفت که جنبش حاشیه نشین در تعامل با نیروها و عواملی که موجب محدودیت « زیست جهان » انها می شوند و دایره آزاد های فردی ، امنیت شخصی و خانوادگی و هویت و شخصیت مستقل او را تهدید می کند ، خود به خود ظهور یافته و منسجم شده است . هنجار ها و دغدغه های آنها قابل تامل است و در حال حاضر اشکال نو و متفاوتی از زندگی و مدل های آرمانی تازه ای را جستجو می کند و با خلاقیت خاص خود از الگوی مطلوب خویش تبعیت می کنند . واکنش های تند و رادیکال و بدون محاسبه آینده نگری و عدم شناخت مسیر رسیدن به هدف از جمله شاخصه های منحصر به فرد این جنبش است . آنچه در این جنبش ملموس است ، غلبه احساسات بر منطق ، فقدان صبر و تامل برای دست یابی به مطالب و به عبارتی دست پاچگی و عجله برای رسیدن به مطلوب ها و رویاهاست . پژوهش ها و مطالب نشان داده افرادی که به شدت احساس محرومیت می کنند بیشتر استعداد اعتراض دارند تا کسانی که بسیار احساس امتناع و رضایت می کنند ، شواهدی مبنی بر این است که بروز خشونت ، بویژه نوع طرح ریزی نشده آن ناشی از سلسله وقایعی است که نمی توان با قاطعیت آنها را پیش بینی کرد به خصوص خشونت دولتی اغلب موجب روشن شدن جرقه خشونت شهروندان است . به عبارتی فشار و حمایت ساکنین این مناطق به عملکرد دولت و سازمان های مربوطه بستگی دارد برای روشن تر شدن موضوع بایستی اذعان داشت که افراد همان چیزهایی را یاد می گیرند که سیستم به آنها می آموزد برای مثال در بین افراد مقیم محله های فقیر نشین  که مشارکت موجب بروز منافعی برای آنها شده احتمال بیشتری وجود دارد که احساس ثمره بخش بودن و احساس مثبتی نسبت به نظام سیاسی کشور داشته باشند یا اگر در یک منطقه تصویر عمومی براین باشد که اگر پول یا پارتی کافی باشد می تواند هر نوع منع رسمی را کنار بزند ، نتیجتاً ناهنجاری و قانون شکنی بوجود می آید . در هر حال جنبش حاشیه نشینی به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار و یک نیروی اجتماعی موثر بر تحولات اجتماعی – سیاسی امروز و فردای این استان ، پیش روی کرسی نشینان قدرت ناظران سیاسی و منتقدان اجتماعی است . بدهی است که کنش ها واکنش ها ی این جنبش با توجه به ویژگی های منحصر به فردش می تواند گاه کاملاً غیر قابل پیش بینی و صد البته تاثیر گذار باشد . به قول اینگلهارت هیچ علتی وجود ندارد که افراد و گروههای مختلف جامعه در موقعیت های مشابه ، واکنش های یکسان نشان دهند .

در اینجاست که به تعبیر عده ای باید با ارتباط دادن شبکه های اجتماعی محلی – دولت ( انجمن های محلی ، گروههای اعتباری ، انجمن های مذهبی و . . . که در واقع پل ارتباط دولت و ملت هستند ) و با تمهیدات گسترده سیاسی ، مشارکت اجتماعی شهروندان این مناطق را بالا برد . و به عبارتی ثبات را بهتر مفهوم پردازی کرد بطوریکه نه نها با خشونت مساوی نباشد بلکه با اختناق نیز اشتباه نگردد و نگاهی به تارخچه انواع اعتراض ، آموزنده است . در هر صورت باید این نکته را مد نظر داشت که اختناق اغلب موجب افزایش خشونت می شود و ملایم شدن نحوه عمل به اعتراضات ، با خشونت و اعتراض جمعی کمتری همراه است . در پایان باید گفت که باید به سمتی برویم که تمامی اقشر و گروهها و شهروندان مناطق شهر ، مشارکت اجتماعی را به خودی خود یک هدف به شمار آورند و با گسترش انجمن های محلی و به طور کلی سازمان غیر دولتی در ترسیم آینده اجتماعی – سیاسی جامعه خود سهیم باشند و سازمانهای دولتی نیز مد نظر داشته باشند که محدودیت مشارکت ، سرانجام باعث کاهش مشروعیت خواهد شد .